سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی ، عشق محمد بس است و آل محمد

نسخه آزمایشی

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی ، عشق محمد بس است و آل محمد

حبیب آباد شهر علم و اندیشه

زنده ای تو خیلی پر رنگ تر از آفتاب که هر روز صبح از مشرق جوانه می زند. خیلی ملموس تر از آسمان که می بارد. درختی که تویی در چهار فصل سال شکوفه و بار دارد؛ درختی که تویی سبز است و شکوهمند. آن قدر بزرگ که سایه اش تمام زمین را می پوشاند و شکوفه هایش به همه اهالی زمین می رسد. تو ریشه در بهشت داری و بهشت تجلی خداست. تو هم بنده خدایی، بنده ای با عظمت و ستودنی؛ بنده ای که همه کاینات را از حضور خودش مست و متحیر کرد؛ بنده ای بزرگوار که دل سوزترین فرد نسبت به هم نوعانش بود و اگر این حس سرشار در او موج نمی زد، محال بود خداوند ردای پیامبری را به دوشش بیندازد.

تو پاک ترین چشمه ساری هستی که به مردم زمین وقف شد. حالا بعد از هزار و چهارصد سال، وقتی تشنه می شویم، وقتی نیاز به پاکی داریم، به ساحت مقدس تو پناه می بریم. چشمه ساری که رود های زیادی از وجودش ظهور کرده اند. نسبت همه رودخانه ها و دریاها به تو می رسد. سرچشمه زندگی که خضر را نامیرا کرد. وجود مقدس توست. ولادتت در تاریکی مکه اتفاق افتاد، زندگی ات در تاریکی مدینه و هنوز هم در تاریکی دنیا می شود تو را یافت. یافتن چشمه زندگی آن قدر دشوار نیست که می گویند، اما هر کس به اندازه سبویش از آن سود می برد.

افزودن دیدگاه جدید

۱۶ + ۳ =

تمامی حقوق این پایگاه متعلق به موسسه خیریه قائم آل محمد (عج) حبیب آباد می باشد .
Copyright © 2016-2017 All rights reserved.‎